جمعه 30 اردیبهشت 1390
بعدظهر فیروزه ای، دوستای قدیمی
در حاشیه خانه هنرمندان : یک پله بالاتر بیا تا دوباره دستامو بزارم توی دستات، تا همه بدونن دوست دارم!
بدون مقدمه میریم سر اصل مطلب، آن لحظه که دکتر گیل آبادی از گذشته ی حلقه وب گفت (نقطه)
خواننده ی محترم، اونایی که اونجا بودن رو نمی دونم، اما درونم پر از التهاب شد و تکرار های مکرر دکتر از اینکه دیگر گذشته تکرار نمی شود منو سست و سس تر می کرد.
هر چی خاطره بود جمع شد! و مثل یک بارون خونه هاجر، به چشمام زد.
حالا مقدمه! (تسنیـــــــــــــــــــــــــم)
به راستی در خرداد چه مفهومی نشسته است ! که آغاز هر آغازی را می توان دید، آزاده ای را آزاد می توان دید، بهار فروردین تکرار شدنش را می توان دید، می توان ، آری می توان تو را دوباره دید.
من و تو به تکرار گذشته های تکرار می سازیم حلقه ای از صمیمیت های گیل آبادی، مرد فیروزه ای خاطراتم.
در همین رابطه:
ابراهیم موسوی : ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم…
بدون مقدمه میریم سر اصل مطلب، آن لحظه که دکتر گیل آبادی از گذشته ی حلقه وب گفت (نقطه)
خواننده ی محترم، اونایی که اونجا بودن رو نمی دونم، اما درونم پر از التهاب شد و تکرار های مکرر دکتر از اینکه دیگر گذشته تکرار نمی شود منو سست و سس تر می کرد.
هر چی خاطره بود جمع شد! و مثل یک بارون خونه هاجر، به چشمام زد.

حالا مقدمه! (تسنیـــــــــــــــــــــــــم)
به راستی در خرداد چه مفهومی نشسته است ! که آغاز هر آغازی را می توان دید، آزاده ای را آزاد می توان دید، بهار فروردین تکرار شدنش را می توان دید، می توان ، آری می توان تو را دوباره دید.
من و تو به تکرار گذشته های تکرار می سازیم حلقه ای از صمیمیت های گیل آبادی، مرد فیروزه ای خاطراتم.
در همین رابطه:
ابراهیم موسوی : ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم…
تبلیغات


